الغزالي

71

كيمياى سعادت ( فارسى )

عنوان سوم . - در معرفت دنيا فصل اول - سبب بودن آدمى در دنيا بدان كه دنيا منزلى است از منازل راه دين ، و راه گذرى است مسافران را به حضرت الهيّت ، و بازارى است آراسته بر سر باديه نهاده تا مسافران از وى زاد خويش برگيرند . و دنيا و آخرت عبارت است از دو حالت : آنچه پيش از مرگ است - و به تو آن نزديكتر است - آن را دنيا گويند ، و آنچه پس از مرگ است ، آن را آخرت گويند . و مقصود از دنيا زاد آخرت است ، كه آدمى را در ابتداى آفرينش ساده آفريده‌اند و ناقص ، و لكن شايستهء آن كه كمال حاصل كند و صورت ملكوت را نقش دل خويش گرداند ، چنان كه شايستهء حضرت الهيت گردد ، بدان معنى كه راه يابد تا يكى از نظّارگيان جمال حضرت باشد . و منتهاى سعادت وى اين است ، و بهشت وى اين است ، و وى را براى اين آفريده‌اند . و نظّارگى نتواند بود تا چشم وى باز نشود و آن جمال را ادراك نكند ، و آن به معرفت حاصل آيد . و معرفت جمال الهيّت را كليد [ 1 ] معرفت عجايب صنع الهى است ، و صنع الهى را

--> [ 1 ] معرفت جمال الهيت را كليد ، كليد معرفت جمال الهيت .